پرسش و پاسخ
پرسش از مشاوران سایت
بازدید کننده گرامی شما می توانید سوالات و ابهامات خود را از طریق سایت ما از مشاوران مذهبی سوال نمایید.
نام و نام خانوادگی :
نکته : پاسخ برای شما ایمیل خواهید شد آدرس الکترونیک :
موضوع :
متن سوال :
[ جستجو در آرشيو ]
آرشیو سوالات پرسیده شده
فاطمه مداح
آیا "ذلک " اشاره به کتاب مقدس "لا یمسه الا المطهرون" دارد و ترجمانی الهی از آن قرآن می باشد؟
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : ضمیر «ذلک» در سوره بقره و ضمیر «ه» در «لا یمسه» در سوره واقعه، هر دو اشاره به قرآن دارد. در هر دو مورد نیز احتمال قوی آن است که مقصود حقیقت متعالی قرآن است که در مرتبه نازل آن به شکل این کتاب در دسترس ما قرار دارد.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
سعید خسروی
چرا در آیه دوم سوره بقره، واژه «هدی» به صورت مصدر آمده است؟ چرا «هادی» گفته نشده؟
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : در ادبیات عرب در بسیاری موارد مصدر به جای اسم فاعل به کار می‌رود و یکی از دلایل آن اغراق در وجود آن صفت برای موصوف است. مثلاً اگر زید عادل باشد می‌گویند زید عادل؛ اما اگر بخواهند شدت عدل را در او برسانند می‌گویند زید عدل.
در مورد اسماء قرآن نیز چند بار از این قاعده در خود قرآن استفاد شده است مانند:
‹‹تَبَارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعَالَمِینَ نَذِیرًا (فرقان، 1) ››
در اینجا قرآن با صفت فرقان - که مصدر است- وصف شده و به معنای فارق حق و باطل می‌باشد.
در اینجا نیز «هدیً» به معنای هادی است که در شدت هدایت به این وصف توصیف شده است.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
محمد صادق تنها
آیا در بهشت با وجود اعتقاد ما شیعیان به زندگی جاودان در آن، دچار یکنواختی نخواهیم شد؟!
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : البته اعتقاد به جاودانه بودن زندگی در بهشت بنا به نص صریح قرآن کریم است و لذا اعتقادی مختص شیعیان نیست و تمام مسلمانان این اعتقاد را دارند.
نعمت‌های بهشتی از سنخ نعمت‌های دنیوی نیست چرا در دنیا نعمت‌ها مادی است و ذات ماده فناپذیر است و اساساً انسان نمی‌تواند به آن برای همیشه سرخوش باشد. ماده همیشه همراه با «تغییر» است. روح انسان چون مجرد از ماده است و از سنخ عوالم ملکوتی است هیچ گاه با نعمت‌های مادی سیر نمی‌شود و چاره را در تغییر دادن و متنوع کردن آن می‌بیند و لذا زود خسته شده و زندگی -علی رغم بیشترین لذت‌ها- برایش یکنواخت می‌شود.
اما نعمت‌های بهشتی در بسیاری موارد از سنخ لذت‌های روحانی است که از عنایات ملکوتی خداوند بر روح مؤمنین سرچشمه می‌گیرد و این لذت‌ها پایان ندارد. حتی نعمت‌هایی مانند میوه‌ها و همسران بهشتی نیز اگر همان معنای ظاهری شان مراد باشد، از منشأ معنوی ناشی می‌شوند و اگر نیاز به نو به نو شدن نیز داشته باشند از سوی پروردگار پیوسته تازه خواهند شد.
قرآن کریم نیز در جاهای مختلف به متمایز بودن نعمت‌ها و لذت‌های بهشتی اشاره دارد و بیان می کند که:
اولاً این نعمت‌ها به گونه‌ای است هر چه بخواهند در آنجا می یابند. پس اگر یگنواختی نیز وجود داشته باشد با خواست بهشتیان برطرف می‌شود: یُطافُ عَلَیْهِمْ بِصِحافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَ أَکْوابٍ وَ فیها ما تَشْتَهیهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْیُنُ وَ أَنْتُمْ فیها خالِدُونَ (زخرف؛ 71)
(این در حالى است که) ظرفها(ى غذا) و جامهاى طلایى(شراب طهور) را گرداگرد آنها مى‏گردانند؛ و در آن(بهشت) آنچه دلها مى‏خواهد و چشمها از آن لذت مى‏برد موجود است؛ و شما همیشه در آن خواهید ماند! (71)
ثانیاً این نعمت‌ها فوق تصور بهشتیان خواهد بود: لَهُمْ ما یَشاؤُنَ فیها وَ لَدَیْنا مَزیدٌ (ق؛35)
هر چه بخواهند در آنجا براى آنها هست، و نزد ما نعمتهاى بیشترى است(که به فکر هیچ کس نمى‏رسد)! (35)
ثالثاً خود بهشتیان نیز حواهان تغییر در آن نیستند: إِخالِدینَ فیها لا یَبْغُونَ عَنْها حِوَلاً (کهف؛108)
آنها جاودانه در آن خواهند ماند؛ و هرگز تقاضاى نقل مکان از آن جا نمى‏کنند! (108)
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
مهمان
با سلام
چرا در سوره آل عمران در آنجا که می فرماید ما امانتی رو به کوه و... دادیم اما نپذیرفت اما به انسان عرضه کردیم پذیرفت.
اول منظور از امانت چیست؟
د.م آنکه چرا انسان به دلیل پذیرفتن این امانت سرزنش می شود به جای آنکه تقدیر شود؟
متشکرم
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : آیه مورد سؤال شما در سوره احزاب است: إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولاً (72)
ما امانت(تعهّد، تکلیف، و ولایت الهیّه) را بر آسمانها و زمین و کوه‏ها عرضه داشتیم، آنها از حمل آن سر برتافتند، و از آن هراسیدند؛ امّا انسان آن را بر دوش کشید؛ او بسیار ظالم و جاهل بود، (چون قدر این مقام عظیم را نشناخت و به خود ستم کرد)! (72)
1. در مورد مقصود از امانت معانی گوناگونی گفته شده:
تکلیف
مراد از امانت ، عقلى است که ملاک تکلیف ، مناط ثواب و عقاب است
مراد از آن قول «لا اله الا الله» است
مراد از آن اعضاى بدن ، از چشم ، گوش ، دست ، پا، عورت و زبان است ، که بر آدمى واجب است این امانتها را حفظ نموده و جز در مواردى که خدا راضى است به کار نگیرد
مراد از آن امانتهاى مردم ، و وفاى به عهد ایشان است
مراد از آن معرفت خدا، و لوازم آن است.
اما علامه طباطبایی بیان می‌کند که مقصود از امانت چیزی است که نفاق و شرک و ایمان هر سه بر حمل آن امانت مترتب مى شود، در نتیجه حاملین آن امانت به سه طائفه تقسیم مى شوند، چون کیفیت حمل آنان مختلف است.
لذا مراد از امانت مزبور کمالى است که از ناحیه داشتن اعتقادات حق، و نیز دربرداشتن اعمال صالح و سلوک طریقه کمال حاصل شود. کمالی که انسان با آن از حضیض ماده به اوج اخلاص ارتقاء پیدا کند و خداوند انسان حامل آن امانت را براى خود خالص کند، این است آن احتمالى که مى تواند مراد از امانت باشد، چون در این کمال هیچ موجودى نه آسمان ، و نه زمین ، و نه غیر آن دو، شریک انسان نیست . از سویى دیگر چنین کسى تنها خدا متولى امور اوست ، و جز ولایت الهى هیچ موجودى از آسمان و زمین در امور او دخالت ندارد، چون خدا او را براى خود خالص کرده
پس مراد از امانت عبارت شد از ولایت الهى ، و مراد از عرضه داشتن این ولایت بر آسمانها و زمین ، و سایر موجودات مقایسه این ولایت با وضع آنهاست . و معناى آیه این است که : اگر ولایت الهى را با وضع آسمانها و زمین مقایسه کنى ، خواهى دید که اینها تاب حمل آن را ندارند و تنها انسان مى تواند حامل آن باشد، و معناى امتناع آسمانها و زمین ، و پذیرفتن و حمل آن به وسیله انسان این است که در انسان استعداد و صلاحیت دربرداشتن آن هست ، ولى در آسمانها و زمین نیست.
2. ظلوم و جهول بودن انسان ، هر چند که به وجهى عیب و ملاک ملامت و عتاب ، و خرده گیرى است ، و لیکن ، عین همین ظلم و جهل انسان عامل حمل امانت و ولایت الهى است ، براى اینکه کسى متصف به ظلم و جهل مى شود که شأنش این است که متصف به عدل و علم باشد، و گر نه چرا به کوه ظالم و جاهل نمى گویند؟ چون متصف به عدالت و علم نمى شود، و همچنین آسمانها و زمین جهل و ظلم را حمل نمى کنند، به خاطر اینکه متصف به عدل و علم نمى شوند، به خلاف انسان که به خاطر اینکه شان و استعداد علم و عدالت را دارد، ظلوم و جهول نیز هست.

امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
فرخنده امیریان
در قرآن کریم چند آیه در مورد حجاب بیان شده است
محمد مهدی شاه آبادی (داور) : آیات حجاب
1. در برخی آیات قرآن به لزوم حفظ عفت از سوی مومنین اشاره شده، از جمله:
إِنَّ الْمُسْلِمینَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتینَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقینَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرینَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعینَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقینَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمینَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاکِرینَ اللَّهَ کَثیراً وَ الذَّاکِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظیماً (احزاب؛‌35)
مردان و زنان مسلمان، و مردان و زنان با ایمان، و مردان و زنان عبادت‏پیشه، و مردان و زنان راستگو، و مردان و زنان شکیبا، و مردان و زنان فروتن، و مردان و زنان صدقه‏دهنده، و مردان و زنان روزه‏دار، و مردان و زنان پاکدامن، و مردان و زنانى که خدا را فراوان یاد مى‏کنند، خدا براى [همه‏] آنان آمرزشى و پاداشى بزرگ فراهم ساخته است.
2. در برخی از آنها به شکلی دقیق تر این حکم را در مورد زنان پیامبر (ص) بیان کرده و حدود پوشش را برای آنها معلوم ساخته است:
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلاَّ أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ إِلى‏ طَعامٍ غَیْرَ ناظِرینَ إِناهُ وَ لکِنْ إِذا دُعیتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَ لا مُسْتَأْنِسینَ لِحَدیثٍ إِنَّ ذلِکُمْ کانَ یُؤْذِی النَّبِیَّ فَیَسْتَحْیی‏ مِنْکُمْ وَ اللَّهُ لا یَسْتَحْیی‏ مِنَ الْحَقِّ وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ وَ ما کانَ لَکُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْکِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِکُمْ کانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظیماً (احزاب؛ 53)،
اى کسانى که ایمان آورده‏اید، داخل اتاقهاى پیامبر مشوید، مگر آنکه براى [خوردنِ‏] طعامى به شما اجازه داده شود، [آن هم‏] بى‏آنکه در انتظار پخته‏شدن آن باشید؛ ولى هنگامى که دعوت شدید داخل گردید، و وقتى غذا خوردید پراکنده شوید بى‏آنکه سرگرم سخنى گردید. این [رفتارِ] شما پیامبر را مى‏رنجاند و[لى‏] از شما شرم مى‏دارد، و حال آنکه خدا از حق‏[گویى‏] شرم نمى‏کند، و چون از زنان [پیامبر] چیزى خواستید از پشت پرده از آنان بخواهید؛ این براى دلهاى شما و دلهاى آنان پاکیزه‏تر است، و شما حق ندارید رسول خدا را برنجانید، و مطلقاً [نباید] زنانش را پس از [مرگ‏] او به نکاح خود درآورید، چرا که این [کار] نزد خدا همواره [گناهى‏] بزرگ است.
لا جُناحَ عَلَیْهِنَّ فی‏ آبائِهِنَّ وَ لا أَبْنائِهِنَّ وَ لا إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ أَخَواتِهِنَّ وَ لا نِسائِهِنَّ وَ لا ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ وَ اتَّقینَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهیداً (احزاب؛ 55)
بر زنان در مورد پدران و پسران و برادران و پسرانِ برادران و پسرانِ خواهران و زنان [همکیش‏] و بردگانشان گناهى نیست [که دیده شوند]؛ و باید از خدا پروا بدارید که خدا همواره بر هر چیزى گواه است.، 55،
3. در برخی دیگر به حدود پوشش برای تمامی زنان مسلمان تصریح شده است:
سوره ی نور آیه ی30و 31
قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما یَصْنَعُونَ (نور؛ 30)
وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (نور؛ 31)
به مردان با ایمان بگو: «دیده فرو نهند و پاکدامنى ورزند، که این براى آنان پاکیزه‏تر است، زیرا خدا به آنچه مى‏کنند آگاه است.»
و به زنان با ایمان بگو: «دیدگان خود را [از هر نامحرمى‏] فرو بندند و پاکدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که [طبعاً] از آن پیداست. و باید روسرى خود را بر گردنِ خویش [فرو] اندازند، و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [همکیش‏] خود یا کنیزانشان یا خدمتکاران مرد که [از زن‏] بى‏نیازند یا کودکانى که بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نکرده‏اند، آشکار نکنند؛ و پاهاى خود را [به گونه‏اى به زمین‏] نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته مى‏دارند معلوم گردد. اى مؤمنان، همگى [از مرد و زن‏] به درگاه خدا توبه کنید، امید که رستگار شوید.
4. و در نهایت، به پوشش زنان سالمند نیز اشاره شده است:
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتی‏ لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ (نور 60)
و بر زنان از کار افتاده‏اى که [دیگر] امید زناشویى ندارند گناهى نیست که پوشش خود را کنار نهند [به شرطى که‏] زینتى را آشکار نکنند؛ و عفت ورزیدن براى آنها بهتر است، و خدا شنواى داناست.
یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً (59)
اى پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: «پوششهاى خود را بر خود فروتر گیرند. این براى آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیکتر است، و خدا آمرزنده مهربان است.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
حمید کناری
به نام خدا
در هر زمانی حجت ظاهری وجود داشت و دوستان موفق به دیدار او بودند الا زمان ما ، چرا خدا دیدار محبوب را برای ما غیر ممکن کرد ؟
حسین عالمی (داور) : باسلام
امام غایب ما آخرین است ؛ آخرین حجت الهی .
و دیدن او غیر ممکن نیست اما چون او سر عالم است پس سر عالم را برای غریبه نمایان نمی کنند . اهل باش تا نشانت دهند. زیارتش غیر ممکن نیست .
باید پاک بود تا به او رسید .
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
رحمان مهدوی خانقاهی
چرا در قرآن به طور مستقیم از ائمه اطهار و حضرت مهدی (ع) اشاره نشده است ؟
حسین عالمی (داور) : با سلام
اگر غرض امتحان بندگان است که لزومی در ذکر نام در متن قرآن نیست .
و مگر حضرت ختمی مرتبت هزاران هزار بار نامشان را گوشزد نکرد ؟؟
اگر در خانه کس است یک حرف بس است !
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
مهمان
با سلام و خسته نباشید خدمت شما فعالان فرهنگی اخیرا برای من سوالی پیش آمد و می خواستم بدانم که چرا قرآن کریم در 114 سوره به پیامبر نازل گردیده است؟
حسین عالمی (داور) : با سلام
اگر انتظار دارید غیر معصوم از تمام سوالات عالم با خبر و آگاه باشد که هیچ.
اما باید بدانیم که متن قرآن که کلام الهی است در این تعداد نازل شده و حتی اگر حکمتی داشته باشد باید آن را به اهلش که اهل بیت عصمت و طهارت هستند ارجاع داد .
متن قرآن معیار است مثل متن نسخه پزشک که باید به آن عمل کرد نه تعداد سور و آیات و کلمات و حروف که البته منکر حکمت الهی در این زمینه نیستم و جواب را به اهلش وا می گذارم
به بهانه این سوالات زیبا از متن قرآن غافل نشویم !!
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
مهمان
با عرض سلام و تشکر
درباره ی عبارت های من یشاء در قرآن و این که فاعل در این عبارات به چه کسی برمیگردد ، توضیح بدین ؟ گاهی هم عبارت من تشاء آمده است
حسین عالمی (داور) : با سلام
کاش دقیقا آیه مورد نظرتان را مشخص می کردید تا دقیق تر به بحث می پرداختیم
ضمیر در آیات غالبا به پروردگار باز میگردد اما احتمال بازگشت ضمیر به انسان نیز هست.
یعنی هدایت و ضلالت برای کسی است که بخواهد و خواسته انسان البته که در طول اراده الهی است .
مثل حرکت دست و انگشتر در دست که هر دو محرک اند یکی بالاصاله و دیگری بالتبع
و در طول هم هستند
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
هدی عزیزمحمدی
سلام
خداوند در آیه 29 سوره بقره می فرمایند ابتدا هر آنچه را در زمین است خلق کرده اند و سپس به آفرینش آسمانها پرداخته اند.
آیا این آیه با نظریه BigBang (مهبانگ) که بیان می کند "کل آفرینش بر اثر انفجاری مهیب که در ذره ای با جرم بسیار بالا اتفاق افتاده است"،به وجود آمده در تناقض است یا به نوعی با آن منطبق است؟
با تشکر
حسین عالمی (داور) : با سلام
برای ارایه جواب لازم است نظریه را و مقالات مرتبط با آن را برایم ارسال کنید تا با بررسی کامل به بحث و گفتگو بپردازیم منتظرم
alemihossein06@gmail.com
نا گفته پیداست که همه مباحث علمی در محیط سایت مقدس تدبر صورت خواهد گرفت
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  • <<
  • <
  • تعداد صفحات : 193
  • >
  • >>