اسدالله قاضی مرادی
[ همه نکته ها ] نکته های اسدالله قاضي مرادي (179 مورد)
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " در بیان آیت¬الله تسخیری(رحمت¬الله علیه)
" سَخَّرَلَکُم " در بیان آیت¬الله تسخیری(رحمت¬الله علیه)

در جهان بینی اسلام، مسأله خلافت انسان مطرح است، و در جاهای مختلف در قرآن کریم نسبت به اینکه انسان خلیفه الله فی الارض است و یکی از وظایف اصلی انسان تعمیر زمین و تعمیر محیط زیست است، تأکید شده و سعی دارد از این عنوان نقشی برای طبیعت انسان و تکامل انسان بهره ببرد.این مهم است که ما خودمان را موظف می‌دانیم که از همه زمینه‌های تعمیر طبیعت استفاده کنیم و به سیر تکامل معنوی خودمان دست یابیم. ارزش‌های اسلامی این نکته را مورد تفقد قرار می‌دهد و هم بینش‌های جهان اسلام این مسأله را مورد تأکید قرار می‌دهد و هم قواعد رفتاری و فقهی این مسآله را تأکید می‌کند.انسان و دین انسان با فطرت انسان هماهنگ است و به طور طبیعی با حرکت جهان هماهنگ خواهد بود و از آنجایی که جهان در تسخیر انسان است، انسان باید به بهترین وجه از آن برای تحقق وظایف انسانی بزرگ استفاده کند. در ادیان دیگر هم مسأله فطرت و تسخیر طبیعت برای انسان مطرح است و یک حالت طبیعی است که بین انسان عابد و طبیعت به خداوند رسید.با توجّه به سوره مبارکه الجمعه «یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ» ، همه موجودات مخلوقات خداوند هستند و همه هماهنگ در تسبیح الهی هستند. ما این تسبیح را شاید نفهمیم، اما اگر اعتقاد به این تسبیح مشترک ایمان داشته باشیم باید بدانیم که تسبیح، سجود و خلافت انسان یک حقیقت قرآنی است. در روایات به طور کامل از این هماهنگی به مرحله یک عاطفه خاص بین انسان و طبیعت برقرار می‌شود.
  سوره ابراهیم آیه 32 - کُم در " سَخَّرَلَکُم "(2)

مخاطبین " سَخَّرَلَکُم " کُم هستند یعنی خطاب به شما انسان¬ها، یا به طور دقیق تر خطاب به انسان است یعنی جامعه انسانی به دور از رنگ، نژاد، سرزمین و نظایر آن. همانطور که چنین انسانی قدرت تسلّط و تسخیر طبیعت و جهان پیرامونی آن را دارد باید از نتایج چنین قدرتی بهره مند شود، بنابراین، چنانچه هر نظامی این هدف را تضمین کند در حوزه مورد بحث مطلوب است. امروزه در کشور آمریکا و کشورهای پیشرفته در زمینه تسخیر و تسلط بر جهان مادی که زندگی را با ابزارهای پیشرفته و یا علم مادی می گذرانند آسایش زندگی متعلق به همه مردم نیست، به یک عده از مردم اختصاص دارد، به علاوه چنین تسخیر و تسلّطی با این همه پیشرفت علمی را از کشورهای جهان سوم و فقیر دزدی و غارت کرده در نتیجه نتوانسته اند روح و دل انسان را از یک صفا و نورانیت و برادری و فداکاری نسبت به انسان های دیگر و امید و زندگی را و اخلاص را نسبت به خدای متعال برخوردار کنند که این رفاه اقتصادی را فایده این نبخشیده و عدالت انسانی(اجتماعی) به وجود نمی آورد.

  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " التذاذ یا تدبیر


تصرف در طبیعت قرار است فعالیتی انسانی یعنی تدبیری و عاقلانه باشـد، استاد مطهری معتقدند که میتوان فعالیت¬های انسان را به دو قسم زیر تقسیم نمود: الف) التذاذى:فعالیت¬های ساده¬اى است که انسان تحت تأثیر مستقیم غریزه یـا عادت براى رسیدن به یک لذّت و یا فرار از یک رنج انجام می¬دهـد. ب) تدبیرى: کارهایى است که خود آن کارها جاذبه یا دافعه¬اى ندارند؛ یعنی مستقیما لذت¬آور یا رنج¬آور نیستند و در نتیجه غریزه انسان را به سوى آن کارها نمی¬کشاند و یا از آن¬ها دور نمی¬سازد، بلکه انسان با عقل خود مصلحتی را که در فعل یا ترک آن¬ها است درک می¬کند و سـپس برای انجام آن اراده می¬کند. تفاوت این دو قسم فعالیت کاملا روشن است: لذّت را طبیعت تشخیص می¬دهد و مصلحت را عقل، لذّت برانگیزاننـده میـل اسـت و مـصلحت برانگیزاننده اراده، انسان از کارهاى التذاذى در حین انجام کار لذّت می¬برد ولى از کارهـاى مـصلحتى لذّت نمی-برد، امّا از تصوّر اینکه گامى به سوى مصلحت نهایى ... نزدیک مِی¬شود خرسـند مـی¬شود. فرق است میان کارى که لذّت¬بخش و مسرّت¬آفرین باشد با کارى که لذّتى نمی¬بخشد و احیانا رنج¬آور است ولى انسان با رضایت و خرسندى آن رنج را تحمّل می¬کند. کارهاى مصلحتى در اثر دور دسـت بودن نتیجه، لذّت¬آور و بهجت¬زا نیستند، امّا رضایت¬بخش هستند. لذّت و رنـج از مـشترکات انـسان و حیوان است، امّا رضایت و خرسندى و یا کراهت و نارضایى از مختصّات انسان است. مهمترین تفاوت¬های فعالیت التذاذی و تدبیری این است که فعالیت تـدبیری بـه مـدد عقـل و بـا نیروی اراده سامان می¬یابد؛ بدین معنا که عقل لذت یا رنجی قابل ملاحظه را در دوردست رصد مـی¬کند و سپس برای نیل به آن برنامـه¬ریـزی مـی¬کنـد و در راه دسـت-یابی بـه آن چـه بـسا از بـسیاری از فعالیت¬های التذاذی خودداری کند.